تبليغاتX
عصر ما
با مطالعه این سخنرانی کاملا به این نتیجه می رسیم که تا چه حد جمهوری اسلامی مورد نظر امام خمینی اجرا می‌شود


جلد پنجم - صفحه 242 -  سخنراني در جمع ايرانيان مقيم خارج "منطق كارتر و لزوم اعتصاب كاركنان شركت نفت "
سخنراني
زمان : 25 آذر 1357 / 15 محرم 1399
مكان : پاريس ، نوفل لوشاتو
موضوع : منطق حقوق بشر كارتر - سرپوشي بر ادامه جنايات شاه - لزوم اعتصاب كاركنان شركت نفت
حضار: دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج
صفحه : 242
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
منطق كارتر همان منطق معاويه است
در جنگ صفين وقتي كه عمار ياسر براي خاطر جنگ با معاويه در ركاب اميرالمومنين كشته شد، بين لشكر معاويه حرف واقع شد كه پيغمبر به عمار فرمودند كه تورا فرقه ياغي و باغي شهيد مي كنند(1) و حالا لشكر معاويه شهيد كرده است عمار ياسر را،پس بايد فرقه ياغي و طاغي همين معاويه و لشكر او باشند. معاويه گفت كه نه ، اين رااميرالمومنين كشته براي اينكه او فرستاده او را به جنگ ، و وقتي كه او فرستاد به جنگ پس اميرالمومنين او را كشته است ؛ پس فرقه باغيه عبارت از آن دسته هستند! منطق كارترهمين منطق معاويه است كه گفته است به اينكه اينها مردم را به كشتن مي دهند - يعني علماي اسلام مردم را به كشتن مي دهند. حالا بايد ما حساب اين را با ايشان بكنيم ببينيم كه آيا اين منطق ايشان همان منطق معاويه است يا يك قدري هم بدتر، يا يك منطق صحيحي است .
در ايران از اول محرم مردم شروع كردند به - ضمن عزاداريهايي كه كردند - اظهارانزجار از حكومت شاه ؛ و در تاسوعا و عاشورا با كمال آرامش مردم پياده روي كردند وسلطنت محمدرضا شاه را نفي كردند. ايشان مي گويد كه مردم همچو اختياري نداشتند؛
صفحه : 243
اين اسباب اين شده است كه شاه امر كرده است كه روز بعدش مردم را بكشند! اين تظاهرات آرام كه مردم كردند و سرنوشت خودشان را در اين روز تعيين كردند، اين آيامطابق منطق آقاي كارتر نيست ؟ و اين را يك امر انحرافي ايشان تلقي مي كنند كه مردم يك مملكتي - تمام مردم يك مملكتي - نسبت به سرنوشت خودشان حق ندارند؟! آن "اعلاميه حقوق بشر" در منطق آقاي كارتر اين است كه بشر همچو حقي ندارد كه سرنوشت خودش را تعيين كند؟ ايشان از اعلاميه حقوق بشر كه خودشان هم امضا كردنداينطور فهميدند كه آزادند مردم ؛ اول چيزي كه براي انسان هست آزادي در بيان است ،آزادي در تعيين سرنوشت خودش است ؛ آيا ايشان از اعلاميه حقوق بشر اين رافهميده اند كه نه ، هيچ كس آزاد نيست در اين معنا؟! يا در خصوص ايران ايشان اين نظر رادارند كه هركس هم كه آزاد باشد لكن ايران ديگر آزاد نيست ؟! چنانچه در بعضي ازحرفها مي گويند گفته است كه آنجا كه پاي منافع ماها در كار است ، ديگر صحبت ازآزادي و حقوق بشر نيست ! ديگر آنجا نبايد ما از حقوق بشر بحث بكنيم ؛ ايران يك جايي است كه سوق الجيشي است ، وضع سوق الجيشي نسبت به مملكت ما دارد، ديگراينجا جاي اين نيست كه ما صحبت آزادي بشر را بكنيم و حقوق بشر را بكنيم ! اين منطق صحيح هست در نظر دنيا؟ در نظر عقلاي دنيا كه يك مملكتي چون منفعت به ايشان مي رساند، چون مملكت امريكا از اين منفعت مي برد، پس اينها ديگر آزاد نيستند؟ اينهابايد دستشان را روي هم بگذارند تا هرچه منافع دارند، هرچه ذخاير دارند، امريكا وامثال امريكا ببرند؟!
كارتر، مدافع كشتارها و غارتها
آيا اينكه ايشان مي گويد كه اينها مردم را به كشتن دادند، آيا اين تظاهر آرامي كه مردم در اين دو روز كردند يعني هيچ شلوغي نكردند و به دنيا ثابت كردند كه ايران مي تواندكنترل خودش را در اختيار بگيرد و سرنوشت خودش را به طور عقلايي به طور صحيح تعيين كند، خوب اين موجب اين شد كه فردا شب يازدهم - از شب يازدهم شروع شد -
صفحه : 244
شروع شد به كشتار مردم ؛ اينجا چه باعث شده است كه مردم كشتار شدند؟ خوب باز درجنگ صفين اين مطلب پيش مي آيد كه خوب او آمده به جنگ و اينها هم رفتند به جنگ و آنها اينها را كشتند. حالا معاويه مي تواند يك همچو مغلطه اي بكند كه آن كسي كه اين را فرستاده به جنگ ، اين كشته او را. خوب اين منطق معاويه است ! اين يك مغلطه اي است كه كرده است معاويه . اينجا از او هم بدتر است براي اينكه اينجا به جنگي نرفته بودند! اينها در خيابانهاي تهران و در خيابانهاي ساير شهرها راه افتاده بودند ومي گفتند كه ما شاه را نمي خواهيم ؛ اين جنگ است ؟ آيا كسي بگويد كه سرنوشت مملكت من با دست خود من هست [جنگ است ؟]، حقوق بشر براي ما، [و] همه عالم اين مطلب را قائل هستند كه هر بشري نسبت به سرنوشت خودش آزاد است ، مي تواندراي آزاد بدهد؛ هر مملكتي [بخواهد] سلطان اگر داشته باشد تعيين كند، رئيس جمهوراگر بخواهد داشته باشد تعيين كند، حكومت بخواهد تعيين كند براي مملكتش ، هر شكلي كه اين افراد مملكت بخواهند اداره بشوند، به حسب حقوق بشر آن شكل بايد ممضي (2)باشد؛ همه دولتها هم بايد او را تصديقش بكنند. خوب همين مطلب بود، ديگر بيشتر ازاين كه چيزي نبود؟! روز دهم و نهم ، روز تاسوعا و عاشورا غير از اين مطلب چيزي نبود،كه همه روزنامه نويسها، همه مجله نويسها اين را ديدند؛ اينهايي كه رفتند در ايران و تماشاكردند اين مسائلي كه در ايران واقع شد، همه ديدند كه يك مملكتي است كه اهالي اش باآرامش ، چندين ميليون جمعيت در سرتاسر مملكت با آرامش راه افتادند مرد و زن وبزرگ و كوچك توي خيابانها، و حرفشان اين بوده است كه ما اين شاه را نمي خواهيم . مافرض مي كنيم كه شاه خيلي هم مرد صالحي - فرض كنيد - باشد، خيلي هم آدم صحيحي باشد، خيلي هم خدمتگزار به مردم باشد، خوب وقتي مردم يك خدمتگزاري رانخواستند بايد كنار برود. ما فرض مي كنيم اينطور كه خير ايشان مصالح مملكت راملاحظه كرده است ، ايشان مي خواهد آزادي بدهد، ايشان مي خواهد مملكت را مستقل
صفحه : 245
كند، ايشان مي خواهد مملكت را به تمدن نو برساند، همه اينها را ما فرض مي كنيم صحيح ، مي خواهد يك همچو كارهايي را بكند لكن اهالي مملكت - مي خواهند -مي گويند ما اين را نمي خواهيم كه سلطان ما باشد؛ سرنوشت اهالي مملكت با خودشان است ؛ ما همچو خدمتگزاري را نمي خواهيم ؛ ايشان بروند كنار، ما خودمان يك خدمتگزار ديگر جايش مي گذاريم . ما فرض مي كنيم اگر ايشان آن هم بود، آنطور هم بود، مثل ساير مثلا انسانها يك انسانيتي داشت ، باز هم اهالي يك مملكت حق داشتند به اينكه بگويند كه ما اين خدمتگزار را، اين آدم بسيار صالح خوب را كه مي خواهدمملكت ما را بهشت برين بكند، ما نمي خواهيم ايشان بهشت برين كند مملكتمان را! حق ندارند اين را بگويند؟ حقوق بشر اين نيست كه هركسي ، هر بشري حق دارد كه سرنوشت خودش را خودش تعيين كند؟ اينها مي خواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعيين كنند و اين آقاي خدمتگزار را نمي خواهند. اين در صورتي بود كه ايشان خدمتگزار بود؛و اما اگر چنانچه يك شخصي باشد كه خدمتگزار ديگران است ، براي خاطر ديگران اين مملكت خودش را به باد فنا داده ، به تباهي كشيده ، يك آدمي است كه همه چيز ما را ازدست داده و برده است از بين ، همه منافعي كه در اين مملكت قابل اين است كه برده بشودو مردم از آن استفاده بكنند، خود ملت از آن استفاده بكند، ايشان يا خورده است يا داده به ديگران خورده اند؛ يا خودش در بانكهاي خارج جمع كرده و مثل پدرش كه جواهرات ايران را برداشت و رفت منتها انگليس ها از او گرفتند بين راه و بردند، ياخودش برده است و پولهاي ايران را، اين شصت هزار نفري كه مي گويند كه جزاشخاصي است كه به او مربوط هستند و از رفقايش هستند و از فاميلش هستند و از اينهاهستند، به اينها داده خورده اند، و يا به اربابها داده خورده اند، به كارتر و امثال كارتر و به امريكا و به ديگران داده . همه منافع ايران را ايشان از بين برده است . الان شما. . . اگر حالابرود، ده - پانزده سال لازم است تا اين مملكت با زحمت اشخاص صالح به پايه آن وقت برسد كه ايشان نيامده بودند، كه رضاشاه هم نيامده بود. اين مدتي زحمت لازم دارد.خيال نكنيد كه حالا يك مملكتي را كه اين تهي كرده تا رفت بهشت برين بشود. اين
صفحه : 246
خراب كرده همه را. اين مملكت را خراب كرده و به شكل يك ويرانه درآورده . الان نه زراعتي اين مملكت ما دارد، نه مراتعش دست مردم است و خودش دارد، نه جنگلهايش دست اينهاست . آبها را از بين بردند؛ اين سدهايي كه اينها درست كردند همه اش به منافع ديگران بوده . تا بيايد اين مملكت دوباره برگردد به حال قبل از آمدن اين آقا، مدتهازحمت دارد. مدتها مردم بايد خون دل بخورند، جوانهاي ما بايد زحمت بكشند،متخصصين ما بايد زحمت بكشند تا اين را از اين آشفتگي بيرون بياورند، تا بعد بشوديك مملكتي كه اين آشفتگيهايي كه الان دارد ندارد؛ آن وقت نوسازي بخواهند بكنند.
توجيه كارتر از كشتار مردم
ايشان (3) مي فرمايند كه اين تظاهرات آرامي كه كردند كه ما شاه را نمي خواهيم ، اين است كه اينها را به كشتن دادند؟! اينها حتما بايد بگويند شاه را مي خواهيم تا نكشندشان ؟!ايشان مي گويد كه حرفهايي كه مي زنند ميزاني ندارد و كنترل ندارد! خوب حرف ما اين است . ما در مجمع عمومي دنيا حرف خودمان را مي گذاريم ، حرف ايشان را هم مي گذاريم ببينيم كدام اينها ميزان ندارد. حرف ما اين است كه اين آدم خودش و پدرش ،اين سلسله به ما خيانت كرده است ، جنايت كرده است ، هر روز دارد جنايت مي كند. الان كه ما اينجا نشستيم اينها مشغول جنايت هستند، همين الان ، همين الان مشغولند، همين ديشب و ديروز قم را به آتش كشيدند، همين دو روز، خراسان را، تبريز را، يزد را - هرشهري را كه شما اسم ببريد - اينها يك دسته اي آوردند خرابكاري كردند، اين آدمي كه اينطوري هست ، اين آدمي كه مي آيد توبه مي كند و توبه اش اين است ، آدمي كه مي آيدبه مردم مي گويد كه نه ، كار نداشته باشيد، من ديگر اشتباه كردم ، اشتباههايم رابرمي گردانم ، همچو اشتباهي نمي كنم ، اين كارش اين است كه داريد مي بينيد. ايشان نمي داند، آقاي كارتر نمي داند كارهاي اينها را يا مي داند و خودش را به ناداني مي زند؟!
صفحه : 247
خوب ايشان (4) اين كارها را دارد مي كند، ماها كه اهل يك مملكت هستيم ، ما هم با سايرمردم اين مملكت مي گوييم كه ما ايشان را نمي خواهيم . ايشان به ما خيانت كرده ، ايشان جنايت كرده ، ايشان ذخاير ما را به شما و امثال شما داده و ما مي خواهيم كه خودمان آزادباشيم ، خودمان مستقل باشيم ، خودمان مملكتمان را اداره كنيم . اين ابهامي در آن هست كه ما مي خواهيم خودمان اداره كنيم ، نمي خواهيم به دست شماها اداره بشود، به دست نوكرهاي شما اداره بشود؟! ابهامي در اين نيست . آيا حق ندارند اهالي يك مملكتي ،آرام اين حرف را بزنند كه ما نمي خواهيم ايشان را؟! اگر دنبال اين معنا كه مردم روزتاسوعا و عاشورا آرام گفتند ما اين را نمي خواهيم ، و همه عالم ديدند كه اكثريت قاطع قريب به اتفاق است كه ايشان را نمي خواهند، همه بازارهاي ايران ، همه مملكت ايران ، وشهرستان [هاي ] ايران ، همه دهات ايران فرياد كردند ما نمي خواهيم شما را. اگر ايشان بعد از اين كاري كه مردم كردند و اين رفراندمي كه مردم كردند گفته بود كه بسيار خوب نمي خواهيد، من مي روم يك كس ديگر بيايد، جنگ و نزاع مي شد ديگر؟ دعوا داشت ديگر؟ ايشان برخلاف قوانين بين المللي دنيا عمل كرده است : دنبال اين معني كه مردم آرام گفتند ما شما را نمي خواهيم ، چماقدار كشيده ، ارتشش را و - نمي دانم - قواي انتظامي اش و همه را وادار كرده به اينكه مردم را بزنند، و به اسم مثلا چماق به دستها و. . .بيايند توي راه ، توي شهرها بگويند "جاويد شاه "! خوب اين معنا واقع شده است كه مردم آرام گفتند نه ، و ايشان كتك زده مردم را، ايشان كشته از مردم ، ايشان خانه هاي مردم ريخته ، با مسلسل توي خانه ها هم حمله كردند، مساجد را آتش زدند، اين همه وحشيگري را كردند؛ شما مي فرماييد كه بعد از همه اين وحشيگريها شما ايشان را بازپشتيباني كرديد و مي گوييد آنهايي كه مي گويند كه چرا اين كارها مي شود، آنهايي كه تظاهر آرام كردند، آنها خلاف مي گويند! اينها ميزان ندارد حرفهايشان ! حرف ما اين است ، حرف شما آن است ، كدام ميزان ندارد؟ هر عاقلي بشنود اين دوتا را، كدام را
مي گويد بي ميزان است ؟ ميزان حقوق بشري است كه حقوق بشر مي گويد كه همه افراديك ملتي آزادند در اينكه عقايد خودشان را بگويند، در اينكه سرنوشت خودشان راخودشان تعيين بكنند؛ مردم ايران اين را مي گويند، شما خلاف اين را مي گوييد، كدام يكي مطابق ميزان است ؟ كدام ما بي ميزان صحبت مي كنيم ؟! شما مي گوييد كه شماهامردم را به كشتن داديد! معاويه هم همين حرف را مي زد، منتها او حرفش منطقي تر از شمابود. معاويه هم مي گفت كه حضرت امير او(5) را فرستاده جنگ ، وقتي فرستاد جنگ ماكشتيمش ؛ پس او كشته است . مثل اينكه يك مظلومي توي راه بيايد و داد بزند از ظلم يك كسي ، او بكشدش و بعد بگويد نه ، اين مظلوم خودش خودكشي كرده براي اينكه خوب چرا داد كرد؟! مردم ايران چرا فرياد مي زنند؟! بگذار هرچه توسري دارند بخورندو فرياد نكنند! آقاي كارتر اين را مي فرمايند كه هرچه توي سرتان زدند، هر كاري كردنداينها، شما حرف نزنيد براي اينكه اگر حرف بزنيد كشته مي شويد! پس خودتان ، خودتان را به كشتن داديد! اين صحيح است كه يك ملتي سي ميليوني ، سي و چند ميليوني كتك بخورد، خيانت ببيند، جنايت ببيند، سلب آزاديها را ببيند، اختناقها را ببيند، اگر صدايش درآمد كه آقا چرا توي سر من مي زني ، مي كشند او را؟! پس اين تقصير خودش است كه مي گويد چرا! اين منطق آقا است !
ما منطق و ميزان داريم نه كارتر!
اگر ما گفتيم اين نفتها، اين نفتهايي را كه اينها دارند بيرون مي دهند از اين مملكت ،اينها منفعتش به خود ملت نمي رسد، پس اعتصاب كنيد نگذاريد اين نفتها برود، اگر ماگفتيم نفتها را نگذاريد، يعني تاييد كرديم اعتصاب آنها را، خودشان اعتصاب كردند ماهم تاييد كرديم ، حالا هم تاييد مي كنيم ، اگر ما شركت نفت را و كارمندان نفت را تاييدكرديم به اينكه اين نفتي كه ذخيره است براي نسلهاي آتيه و ذخيره اي است و مالي است
براي اين مملكت ، براي حالش ، براي آينده اش ، نگذاريد اين بيخود از دست برود وهيچي دستتان نيايد - خوب چند سال مي خواهيد نفت ايران را بخوريد و هيچي ندهيد،بس نشده ؟ - اگر ما يك همچو حرفي بزنيم كه مردم اعتصاب كنند، كه شركت نفت اعتصاب كند، كارمندان شركت نفت اعتصاب كنند، به اعتصابشان ادامه بدهند كه اين ثروت خداداد ملت از دست ملت نرود و هيچي به جيبش نيايد، اين يك حرف غيرمنطقي است ؟! چون به شما مي رسد از اين جهت ديگر حقوق بشر معنا ندارد؟! چون نفت به شماها مي رسد و عوضش هم نمي دهيد، به جاي اينكه بدهيد عوضش را درمملكت ما پايگاه درست مي كنيد در مقابل شوروي ؛ اگر ما بگوييم اين اعتصاب صحيح است ، مقدس است اين اعتصاب ، واجب است اين اعتصاب ، اين حرف غير منطقي است يا شمايي كه مي گوييد كه نگوييد اين حرفها را؟! مبادا يك حرفي بزنيد كه نفتها نيايد توي جيب ما! شما ميزان دارد حرفتان يا ما ميزان دارد حرفمان ؟ ما يك حرف صحيحي [مي زنيم ] كه همه عقلا قبول مي كنند، كه يك ثروتي است مال خودمان و شما داريدمجان مي بريد؛ پول شما نمي دهيد به ما. شما مي بريد اين را، اسلحه مي دهيد كه براي خودتان پايگاه درست كند اينجا! يك نوكر اينجا گذاشتيد براي اين كار. اين بي ميزان است اين حرف ؟!
اگر اينهافهميدند كه اين نفت را براي اسرائيل - دشمن قرآن و اسلام - مي خواهند حرام است كه اينها اعتصاب نكنند. پيش خدا مواخذند، پيش ملت مواخذند اينها. تمامشان بايداعتصاب كنند تا يك قطره نفت بيرون نيايد. ملت ايران حاضر است كه سرما بخورد ونفتش را اسرائيل نبرد كه دارد اسلام را به هم مي زند، دارد مسلمين را اينقدر مي كشد،امريكا نبرد كه همه جناياتي كه ما داريم از دست امريكا هست ؛ ديگران هم نبرند. من حالا دارم پيام مي دهم به كاركنهاي شركت نفت كه بر شما واجب شرعي است ، واجب الهي است ، به اينكه اعتصابتان را عام كنيد، عمومي كنيد و نگذاريد نفت خارج بشود. و به شما مي گويم كه اگر چنانچه شما را ترساندند - چنانچه ديروز اينها را ترساندند و"اعليحضرت " فرمودند كه اينها را بايد محاكمه كرد! مردكه تو چه كاره اي كه اينها رامي گويي [بايد] محاكمه كرد؟! تو كه حالا ديگر شاه نيستي ، تو يك آدم ياغي هستي ! كي محاكمه كند اينها را؟ تو كه شاه نيستي كه دستور بدهي ، شاه هم بودي معنا نداشت كه تودستور بدهي ؛ تو اگر شاه هم باشي ، شاه مشروطه هستي نبايد دستور بدهي اينها را بايدمحاكمه كرد و بعد به جزاي خودشان ! - نترسيد از اين مرد. يك مردي كه به خوابنامه توسل پيدا كرده ! [خنده حضار] يك وقت هم به - عرض مي كنم . . . از اين نترسيد. اين رفتني است آقا. اين شركت نفت ، اين عمال شركت نفت نترسند از اين ، از اين هياهويي كه اينها مي كنند. نه اعتنايي به التماسشان بكنند و نه ترس از اين حرفهايشان بكنند. هيچ ترس نداشته باشيد. به اعتصاب خودتان ادامه بدهيد. ملت ايران شما را، بر ملت ايران هم لازم است كه اين كساني كه در شركت نفت اعتصاب كردند و فقير هستند، آنها راهمان طوري كه آنها به ايشان چيز مي دهند، اينها به ايشان بدهند. واجب است اين . من سهم امام را اجازه دادم كه بدهند. سهم سادات هم من سيدم اجازه مي دهم . هم سادات راضي اند هم غير سادات . و فقرا راضي اند كه اينها را سير كنند كه دارند خدمت به اسلام مي كنند، خدمت به وطن خودشان مي كنند. بدهند سهم امام را به اينها. خود مردم هم مكلفند كه اينها را اداره كنند. نترسيد از اين حرفها، ما شما را چه مي كنيم و فلان ! فردا اين
مي رود و شما سر و كارتان با يك حكومت عادل است كه به شما همه چيز همراهي خواهد كرد. حالا هم ما به شما همراهي مي كنيم . دست برداريد از حرفهاي اينها. اگر مايك همچو حرفي بزنيم كه اعتصاب كنيد، الزام كنيم اينها را، يك الزام شرعي بكنيم به اعتصاب ، حكم به اعتصاب بكنيم ، اين براي مصلحت يك مملكتي است ، براي مصلحت يك ملتي است ، ما بي ميزان مي گوييم ؟! شما كه مي گوييد كه اعتصاب نكنيد،خوب اعتصاب نكنيم چه كنيم ؟ نفتها را. . . بدهيم ؟ "اعتصاب نكنيد" ايشان اين است كه نفتها هرچه هست درآوريد از اين مخازنتان و بدهيد به ما! نسل بعد هرچه شد جهنم ! شماهم هرچه فقير هستيد جهنم !

غارت و هرج و مرج ممنوع
اگر ما بگوييم كه اعتصاب را ادامه بدهيد و نفت يك ملت را به طور هرج و مرج ندهيد به خارج ، ما حرف خلاف زده ايم ؟! و شما كه مي گوييد كه كتك را بخوريد ومنافعتان را هم بدهيد و صدايتان هم درنيايد. . . شما حرفتان اين است كه اين همه كشتار كه مي شود، صحبت نكنيد اصلش ! اگر الان كه در مشهد و در ساير جاها اعتصاب كردند ودر مريضخانه رفتند(6) و آنها هم آنقدر شرارت كردند، و علما هم رفتند در مريضخانه ،در يكي از بيمارستانها تحصن كردند و از قراري كه گفتند حدود صدهزار نفر مردم هم رفتند اطراف آنجا تحصن كردند براي اين شرارتهايي كه اينها كردند، اگر اينها فريادمي زنند كه چرا مي زني ما را، چرا مي كشي اولاد ما را، چرا در خانه هاي ما حمله مي كنيد،چرا بازارها را غارت مي كنيد - قواي "انتظاميه " بازار غارت مي كند؟! قواي "امنيه "(7) مردم مي كشد؟! خوب اين قواي شماست كه اسمش را "انتظامي " گذاشتيد و اسمش را "امني "گذاشتيد! همين "امنيه " و همين "انتظامي " دارد مردم را مي كشد، دارد مردم را همه جهاتش را به باد مي دهد، بازارها را دارد. . . - اگر آقايان مشهد يا ساير جاها اعتصاب كردند و رفتندآنجا نشستند و گفتند تا اين بساط از بين نرود ما از اينجا پا نمي شويم ، اين
حرف غيرمنطقي است ؟! شما مي گوييد كه نخير، شما برويد همه سر جاي خودتان بنشينيد و تماشا كنيد و چماق به دستان بيايند و بزنند و بكشند و چه ، و شما هيچ حرف نزنيد! اينها هم كه رفتند اعتصاب كردند همه بايد. . . اين چماق به دستان واجب القتلند؛همه شان را بايد كشت . هركس پيدا كند اين چماق به دست هايي كه مفسد في الارض هستند و در زمين دارند فساد مي كنند، هر كه يكي از اينها را پيدا كرد بكشد او را. ما كه مي گوييم دفاع از مملكتمان مي خواهيم بكنيم ، دفاع از خودمان مي خواهيم بكنيم ، ماميزان ندارد حرفمان ، اما شما كه مي گوييد كه چماق به دستها هر كاري كردند شما حرف نزنيد، ميزان دارد حرفت ؟!
همزماني حمايت كارتر و كشتار شاه
بعضي از آقايان بررسي كرده بود - براي من هم نوشته بود - همين جا بررسي كرده بودكه هر دفعه كه كارتر پشتيباني اعلام كرده ، فردايش كتك بوده ! فردايش كشتار بوده !نوشته است در تاريخ كذا پشتيباني اعلام كرد، قتل كذا واقع شد. در همين تاريخ هم بعد ازعاشورا پشتيباني اعلام كرد، قتل عام محمدرضا برپا شد! شمايي كه با كشتار، با پشتيباني خودت قتل عامها را فراهم مي كني ، دلگرمي به يك قاتل جاني بالذات مي دهي ، پشتيباني از يك آدم جاني مي كني ، تو بي ميزان نيست كارهايت اما ما كه مي گوييم چرا، بي ميزان است ؟! عوض كنيد خودتان را.
در هر صورت ، گرفتاري ما يكي و دوتا نيست . خوب الان مملكت ما گرفتار به دست اين آدم است و گرفتار به پشتيباني اين دولتها، لكن اطمينان داشته باشيد كه ديگر تمام شده اين حرفها، گسيخته شده همه اين حرفها [ان شاءالله حضار]. ان شاءالله 
اميد است خداي تبارك و تعالي به همه تان توفيق عنايت كند و به ملت ايران سلامت وتوفيق عنايت كند، به اسلام و مسلمين نصرت عنايت كند. [آمين
+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 19 شهریور1388 و ساعت 15:9 |

در نظام مردمسالاري سوئد همه افرادي که در پست هاي دولتي به کار گمارده مي شوند بايد از هر گونه خطايي، چه در گذشته و چه در زماني که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.
در انتخابات پارلماني سوئد در سال 2006 ائتلافي از احزاب دست راستي با به دست آوردن 178 کرسي نمايندگي، اکثريت کرسي هاي مجلس را نصيب خود کرد و دولت تشکيل داد. چندي بعد نخست وزير به تدريج وزراي کابينه اش را معرفي کرد. «ماريا بورليوس» به عنوان وزير بازرگاني معرفي شد. روز بعد دختري به يکي از روزنامه ها اطلاع داد اين خانم چند سال پيش او را به مدت يک ماه براي نگهداري از بچه اش استخدام کرده بود بدون اينکه موضوع را به اداره ماليات گزارش داده باشد. در سوئد هر گاه کسي فردي را به کاري بگمارد بايد آن را به اطلاع اداره ماليات برساند و به عنوان کارفرما ماليات و هزينه بيمه آن فرد را بپردازد. هر کس کار مي کند بايد در زمان انجام کار بيمه باشد تا اگر اتفاقي حين کار بيفتد بيمه بتواند نيازهاي آن فرد را پوشش دهد.

بورليوس به عنوان کارفرما بايد استخدام آن دختر را به اداره ماليات اطلاع مي داد و علاوه بر حقوق دختر، هزينه کارفرما را نيز به اداره ماليات مي پرداخت. بورليوس به اداره ماليات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود. وقتي اين مساله فاش شد وي از طريق تلويزيون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام اين کار خلاف که سال ها پيش اتفاق افتاده بود، وضع مالي خانواده آنها چندان خوب نبوده است. روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان که مانند ساير مردم بدون هيچ محدوديتي حق تحقيق و گزارش دارند دست به کار شدند و پرونده مالي خانم وزير را طي سال هاي گذشته مورد بررسي قرار دادند. همه شهروندان در سوئد مي توانند اطلاعات مالي افراد ديگر را مطالعه کنند.. براي اين کار کافي است به سالن کامپيوتر اداره ماليات مراجعه کنند و با وارد کردن نام يا شماره شخصي افراد در رايانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار ماليات پرداختي توسط هر فرد را به دست آورند. پس از برملا شدن کار خلاف اين خانم وزير، شهروندي به نام ماگنوس فورا در وبلاگ خود نشان داد اين خانم دروغ مي گويد و درآمد آنها در سالي که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالاي يک ميليون کرون يعني خيلي بيشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدي بوده است. دو روز بعد نخست وزير سوئد اعلام کرد خانم بورليوس از کار خود کناره گيري کرده است. بورليوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها «خانم بورليوس از سوئد فرار کرد». او خانه و زندگي اش را در مدت کوتاهي فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمي که به آنها دروغ گفته بود نيفتد.

پس از برملا شدن اين جريان و فرار اين وزير، تب بازرسي وضعيت وزراي جديد بالا گرفت و نام خانمي ديگر از اعضاي کابينه جديد، سسيليا استگئو در تيتر روزنامه ها و سرفصل خبرها ديده و شنيده شد. وي که يکي از اعضاي عالي رتبه حزب ميانه رو به حساب مي آمد به عنوان وزير فرهنگ معرفي شده بود. دوره وزارت او فقط 10 روز طول کشيد. تنها 10 روز لازم بود که روزنامه نگاران سوئدي عملکرد آن خانم را در گذشته بررسي کنند. او داراي نقاط قوت بسيار بود. از وفاداران ايدئولوژيک حزبش به شمار مي رفت. در گذشته بر کرسي هاي مديريتي گوناگون تکيه زده بود و با سربلندي از پستي به پست ديگر ارتقا يافته بود. بررسي روزنامه نگاران نشان داد استگئو قبل از رسيدن به پست وزارت هرگز مالياتي براي تلويزيون خود نپرداخته بود. اما هنگامي که نامزد پست وزارت شده بود براي پوشاندن خطاي خود همه ماليات هاي عقب افتاده تلويزيون را يکجا پرداخت کرده بود. در سوئد هرکس تلويزيون داشته باشد بايد ماهانه مبلغي به اداره تلويزيون رسمي سوئد بپردازد. بخش مهمي از هزينه دو کانال تلويزيوني مهم سوئد که فاقد آگهي هاي بازرگاني هستند، از راه همين ماليات بر تلويزيون تامين مي شود. اين دو کانال مستقل و غيروابسته بوده و مفيد ترين برنامه ها را به مردم ارائه مي دهند. خلاف مالياتي استگئو در صدر خبرهاي روز قرار گرفت و بحث هاي گسترده يي را بين مردم برانگيخت. حتي برخي دولت جديد را به عنوان دولت خلافکاران سرزنش مي کردند. استگئو چيزي براي گفتن نداشت جز اينکه در تلويزيون ظاهر شد، به خطاي خودش اعتراف کرد، از مردم سوئد پوزش خواست و پذيرفت شايسته پست وزارت و امانتداري براي مردم نيست و استعفا داد.

اين نمونه ها نشان مي دهد در يک جامعه باز و آزاد، جايي که همه مردم حق آزادي بيان و اعتراض دارند، عرصه براي خلافکاري، حقه بازي و دغلکاري بسيار تنگ است. افراد نا مناسب نمي توانند امانتدار خدمت به مردم باشند حتي اگر چنين افرادي بر يک حزب قوي تکيه داشته و از نامداران و معتقدان بلندپايه آن حزب باشند. در يک جامعه مدني، اراده مردم است که دولتمردان را به کرسي مي نشاند و هنگام بي اعتمادي به دولتمردان، همين اراده مردم آنها را از عرصه قدرت به زير مي کشد. در همين زمينه رويداد ديگري را بيان مي کنم که گوياي توانمندي دموکراسي و آزادي در پاکسازي يک جامعه است. سال 1995، حزب سوسيال دموکرات که هميشه بزرگ ترين حزب سوئد بوده است در اوج قدرت بود. نخست وزير کارلسون هنوز مي توانست تا دو سال ديگر در پست چهارساله نخست وزيري باقي بماند اما تصميم گرفت ظرف چند ماه اين پست را ترک کند. او از پيش اعلام کرده بود روزي که قدم به 61 سالگي بگذارد هر پست سياسي که داشته باشد را زمين خواهد گذاشت، کوله پشتي و دوچرخه اش را برخواهد داشت و با رکاب زدن دور جزيره زيباي گوتلند، دور تازه يي از زندگي خود را آغاز خواهد کرد. همه مي دانستند در چه تاريخي کارلسون پست نخست وزيري و دبيرکلي حزب بزرگ سوسيال دموکرات را ترک خواهد کرد. چه در حزب و چه در ميان مردم همه بر اين باور بودند که کسي شايسته تر از مونا ساهلين براي جانشيني کارلسون نيست. او کسي است که بي چون و چرا به اين مقام خواهد رسيد و اولين نخست وزير زن در تاريخ سوئد خواهد بود. حزب سوسيال دموکرات، مونا ساهلين را که معاون نخست وزير بود، براي جانشيني کارلسون انتخاب کرده بود. ساهلين ديپلمات 38ساله يي بود که از 25 سالگي به نمايندگي مجلس از حزب سوسيال دموکرات انتخاب شد و پله هاي رسيدن به سطوح بالاي حزبي را به تندي پشت سر گذاشت. او توانست در مدت کوتاهي پست هاي مهمي را در حزب و دولت سوسيال دموکرات به دست آورد.

صبح شنبه 17 اکتبر 1995 سه ماه قبل از رسيدن ساهلين به پست نخست وزيري، يک خبرنگار فاش کرد ساهلين در سفري که به جنوب سوئد داشته است با کارت خريد خدماتي خود که بايد با آن هزينه سفر و رفت و آمد خود را بپردازد، خريد شخصي کرده است. ساهلين در اين سفر با کارت خدماتي، شکلات سوئيسي و کمي پوشاک خريده بود. ساهلين قبلاً نيز با اين کارت خرده ريز شخصي خريده بود و هر بار به حسابداري نخست وزيري اطلاع داده بود که معادل خريد هاي شخصي او را از حقوق ماهانه اش کسر کنند.

خبر خلافکاري معاون نخست وزير همه جا پيچيد. مردم نمي خواهند سرنوشت جامعه را به دست کسي بسپارند که کمترين خطا را مرتکب شده باشد. خورشيد قدرت و خوشنامي مونا ساهلين به تندي رو به افول گذاشت. او از معاونت نخست وزيري کناره گيري کرد و از پست دبيرکلي حزب سوسيال دموکرات که چند ماه بعد نصيبش مي شد محروم شد. همه فعاليت هاي سياسي اش را کنار گذاشت و پس از چندي بيکاري با ايجاد يک شرکت مشاور بازرگاني خود را سرگرم کرد.. ساهلين لازم بود چند سال از چرخه قدرت و شهرت خارج شود تا بتواند به گونه يي رفتار کند که مورد اعتماد مردم باشد. چند سال که گذشت او به تدريج به حزب و سياست برگشت و اکنون به عنوان دبيرکل حزب سوسيال دموکرات در انتظار انتخابات سال 2010 است که پيش بيني مي شود اين بار کفه راي مردم به نفع ائتلاف چپ سنگين شود و مونا ساهلين اولين زني باشد که در سوئد به نخست وزيري مي رسد. همه نظرسنجي ها حاکي از موفقيت او و حزبش در انتخابات آينده است.

آزادي بيان و انتقاد در سوئد باعث مي شود مسوولان مملکتي نتوانند دست از پا خطا کنند. وجود آزادي و محترم شمردن حقوق شهروندان به همه جرات مي دهد کار و زندگي سياستمداران را زير نظر داشته باشند. در اين بين خبرنگاران جرايد با نگاهي ذره بيني به دنبال خبرهاي مردم پسند هستند تا آنها را در روزنامه هايشان درج کنند. هيچ خبري براي مردم جذاب تر از اين نيست که از ناديده ها پرده بردارد. بهترين خبرها آنهايي هستند که در ارتباط با منافع و زندگي روزمره مردم باشد که در اين راستا اخبار مربوط به عملکرد دولتمردان از مهم ترين آنهاست.
darseavval
درس اول

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه 17 شهریور1388 و ساعت 14:21 |
خبر شهادت ماموران نیروی انتظامی بدست گروهک ریگی تائید شد.
 
مهراعلام کرد ، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی کل کشور موضوع شهادت تمامی گروگان‌های حادثه سراوان به دست گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی را تائید کرد. 

سردار سرتیپ احمدرضا رادان در گفتگویی با تائید این خبر گفت: «نتایج کمیته تحقیق ویژه حادثه سراوان متشکل از نمایندگان وزارت کشور، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و وزارت امور خارجه حاکی از آن است که تمامی این عزیزان بدست گروهک تروریستی جندالله به شهادت رسیده‌اند».

جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور درباره نحوه تحویل جنازه‌های شهدای این حادثه گفت: «مسئولین مربوطه موضوع تحویل جنازه‌های این شهداء را از طریق رایزنی‌های ویژه در دست بررسی دارند».

این فاجعه را چگونه می توان تحمل کرد چند تن از سربازان نیروی انتظامی بدست یک مشت کسافت کشته شدن و جانشین بی عرضه نیروی انتظامی که یاد گرفته به چند نوجوان خیابان های تهران مزاحمت ایجاد کند با کما ل پروی این خبر را کوتاه اعلام کرد صداو سیما هم از کنار ان گذشت

فاجعه امیزتر این که روزنامه دولت بی کفایت این فاجعه را در صفحه حوادث درج کرد روزنامه های دیگرهم بیتفاوت از کنار این فاجعه گذشتند و مقامات درج یک ایران هم حتما نارحت شده اند و سکوت کرده اند بعلت بیکفایتی و حرف های یامفت که می زنند جرعت نکردند در این مورد که امنیت ایران را از بین برد حرف بزنند .

خدا به خانواده این عزیزان صبر بدهد .

فرمانده بی عرضه نیروی انتظامی اگر غیرت داشت استعفا می داد و جانشین احمقش هم همین طور .

+ نوشته شده توسط علی در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 11:26 |
در توجیه سیاست گذاری رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران طرفداران می گفتن چون رهبری جایگاه با ثباتی در نظام دارد می تواند سیاست های کلی را بگذارد و بعد پیگیری کند و با عوض شدن دولت سیاست ها عوض نمی شود و کارهای اساسی زمین نمی ماند و یا با لجبازی دولت ها علیه رها نمی شود زهی خیال باطل

به گزارش خبرگزاري فارس، آيت الله هاشمي رفسنجاني در پرسش و پاسخ مكتوب با پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، افزود: نظارت بر حسن اجراي سند چشم‌انداز هم طبق قانون اساسي برعهده رهبري است. نيازي به بحث چگونگي نظارت در الزامات نيست. چون صراحت قانون اساسي است. اما رهبري براساس اصل قانون اساسي مي‌توانند بعضي از وظايف خويش را به ديگران تفويض نمايند كه آيت‌الله خامنه‌اي با ادلّه‌اي اين وظيفه را به مجمع تشخيص مصلحت تفويض كرده‌اند. مجمع نيز پس از آن، اقدام به تشكيل كميسيوني به نام "نظارت" كرد كه اين كميسيون پس از تدوين آيين‌نامه مي‌توانست نظارتش را شروع كند كه در اوّل دولت جديد، رهبري به شخص من فرمودند: "باتوجه به اينكه دولت جديد است و شعارهايي داده و در جريان بحث‌هاي چشم‌انداز نبوده، فعلاً نظارت را جدي نگيريد."
آيت الله هاشمي رفسنجاني گفت: در واقع وظيفه‌اي را كه به مجمع تفويض كرده بودند، به نوعي پس گرفتند.

اقا بخدا شعار عدالت جدید نیست همین اقای هاشمی چندین نماز جمعه در باره عدالت در نظام اسلام صحبت کرده اند و همان اقای خاتمی می گفت همه در برابر قانون (یعنی عدالت )برابرند .

ولی بخاطر نمی دانم چه رهبری سند چشم اندازی که همین حال هم خودشان در ملاقات با مردم مورد تاکید قرار می دهند هوا کردند .خدا تو شاهد باش که مجلس خبرگان سکوت کردند تو در قیامت از طرف ما وکیل باش پاسخ بخواه که تو بهترین شاهدی که مردم وظیفه خود را ادا کردند حال نوبت این ها ست

 

+ نوشته شده توسط علی در شنبه 18 آبان1387 و ساعت 10:10 |
کیهان :یک مشت کلاهبردار از کردان حمایت می کنند (در تحقیق و تفحص مجلس ششم چه کسی دادپشت کردان بود جزئ کیهان ....

این اقای کردان دوست اقای شریعتمداری در توطئه علیه اصلاحات بود و پول و طرح تشکیل هیئت رزمندگان را برای محفل پوششی داد و هماهنگی همه جلسات توطئه را با اقای شریعتمداری و دیگران در صداو سیما انجام می داد اکثر نمایندگان مجلس هفتم که حاصلش مجلس هشتم است با حمایت کردان با دعوت به برنامه های شبکه استانی به مجلس فرستاده شدند و بسیاری را هم با کمک مالی به مجلس فرستادند و اقای لاریجانی در جریان بود که امروز چون تشت افتاد راه فرار می جوید شرسعتمداری هم فرافکنی می کند .امروز هم کردانیسم در خبرگزاری ایرنا و صداو سیما حاکم است بسیاری افراد نالایق با رایزنی کردان به کرسی ریاست رسیده اند و هنوز هم روال گذشت حاکم است .

اما  اقای خامنه ای وقتی دید کوس رسوای کردان که مورد حمایت مستقیم دفتر ایشان بود چنان شد از مطبوعات انتقاد کرد ولی کار به همین جا ختم نشد و هفته نامه شهروند بدلیل غیر واقعی جلوه دادن اقدامات دولت توقیف شد .

ببخشید یاد م رفت در کشور هسته ای ایران همه مسئولان از رسیدن واگن جدید مترو اظهار خوشحالی می کنند در صورتی که ما دنبال علم هسته ای هستیم ای ........... اخر خدا خریت و دروغ گویی چقدر

می دانید ما تحریم هستیم و این واگن ها را با منت و هزار خواهش از چین خریدم و این یعنی عزت اسلام  اییییییییییییی..................................................................................................

 

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 16 آبان1387 و ساعت 8:5 |
شورای صنفی دانشگاه شیراز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد (اطلاح طلبان به معنای واقعی اصلاح طلب نیستند و اصولگرایان هم به معنای واقعی اصولگرا نیستند و ما نه اصولگرا هستیم نه اصلاح طلب) هر چند عملکرد های دو جناح موجب می شود افراد و جریان های مستقل حساب خود را از آنها جدا کنند ولی نباید حساب خود را از اصولگرایی که ربطی به اشخاص و جریان ها ندارد جدا کرد .

این مطالب را روزنامه جمهوری در جهت اطلاع اورده است .

حداقل هشت سال است که سید می گوید که اصلاح طلبی یک ضرورت است و کسی نمی تواند ان را به خود نسبت دهد چرا این گروه اصولگرای منافق که هر بار با اسم تراشی  تازه به میدان می اید و نمی خواهد مردم انها را خوب بشاسند باید به طریق دیگر تطهیر شود ولی اصلاح طلبی منکوب ؟

البته من این موضوع را از این جهت طنز نمی دانم از این جهت طنز می دانم در ادارات و تشکیلات مختلفی که به نحوی با دولت و یا بهتر بگویم حکومت مرتبط است نوع بی هویتی و ابن الوقتی مشاهد می شود که هر روز گفت دیروز خود را انکار می کنند و نمی گویند که مردم عقل دارند و حافظه

رییس جمهور در مستند سفر به نیویرک تمام حرفهای گذشته خود را منکر شد و گفت که ایشان انها را نگفته است ؟ واقعا برای خود متاسفم که رهبری این حرف ها را می شنود و از عدالت دم می زند و در حضور رهبری این فرد به عنوان رییس جمهور امار دروغ ارائه می دهد ولی باز رهبری از اصولگرایی که باید اساسش اخلاق باشد حرف می زند ما به محمد رضا شاه ایراد می گیریم که از دروغ خوش می امد

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 2 آبان1387 و ساعت 8:30 |
حسین الله كرم، استاد دانشگاه امام حسین (دانشگاه سپاه) در اولین همایش سراسری حزب الله همدان گفت: «این طور نیست كه امثال آغاجری با یك نامه معذرت‌ خواهی به كروبی از دست ملت نجات پیدا كنند. غیرت نواب صفوی نمی گذارد كه این‌ها از خشم جوانان حزب اللهی فرار كنند و رها شوند.

راستی می دانید که متاسفانه اقای نواب صفوی در پی کودتای نگین شاه و امریکا و انگلیس عیله مصدق بیانیه صادر کرد و از انقلاب اسلامی شاه حمایت کرد ولی اقایان این غیرت سید را پنهان می کنند .(البته می خواهم بگویم تندروی اخرت عاقبت نداره )

هیچ وقت طرفداران نواب نتواستند فتوای ادعای برای کشتن را که از مراجع گرفتن را ثابت کنند چون فتوی ها داخلی بوده همچون فتوای ادم کش مشهد و گروه منحرف کرمان که البته این گروه توانستن ثابت کنند که فتوایشان را از اشیخ مصباح یزدی گرفته اند و هر دختری را که می خواستند بکشن (دختر مسلمان )تجاوز می کردند تا اعمالشان قبول باشد .

 

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه 29 مهر1387 و ساعت 10:28 |

    

۱-يک سياستمدار ژاپني که فکر مي‌کند خدا و مسيح است و تصميم دارد دنيا را با رسيدن به مدارج سياسي تغيير دهد. او قايل به يکي بودن دين و سياست است و مي‌خواهد قوانين سازمان ملل را تغيير بدهد و … او در انتخابات زيادي شرکت کرده ولي موفق نشده است.

۲-ديويد ايکه که يک بازيکن حرفه اي سابق فوتبال بريتانيايي است، معتقد است جهان را کساني اداره مي‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او اين افراد تمايلات کودک آزاري و شيطانگرايانه دارند. او اليزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قديم مي‌داند و در کتاب‌هايش (۱۵ کتاب) سعي مي‌کند اين افراد را معرفي و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از يک سخنراني 5 ساعته براي دانش آموزان مورد تشويق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.

۳-الن بادن آمريکايي که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپي انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتيکان را به رسميت نمي شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدينش با پاپي برگزيدند. او همچنان به کارش ادامه مي‌دهد.

+ نوشته شده توسط علی در شنبه 27 مهر1387 و ساعت 12:43 |
۱-اقایان جناح راست خبر کنفرانس دین در دنیای مدرن را پوشش ندادند ولی حال در باره هزینه آن اظهار نظر می کنند که واقعیت ندارد .از طرفی اقایان جناح راست برای سفر احمدی نژاد به اجلاس سازمان ملل چقدر هزینه کرده اند اعلام نمی کنند بر اساس بعضی ناشیگریها مشخص شده است به بسیاری از برنامه سازها و خبرنگارها برای مصاحبه پول داده اند یا به قول خود روزنامه نگارها رپرتاژاگهی خریده اند بگذارو بگذریم

۲-تاسف دوم من بسیار تلخ است مدتی است می خواهم آن را جای بنویسم موفق نمی شوم و ان این است که مدافعان نظریه ولایت فقیه چنان ناشیانه عمل می کنند و این نظریه را به استمرار امامت چنان محکم جوش می زنند که عده ای هم برای رد این نظریه که به اساس مذهب حمله می کنند.

مثلا گروه اول جدیدا معتقد شده اند که ولایت فقیه انتصابی است که خود این حرف بر اساس نظریه شیعه  نفی امانت است گروه دوم هم اصلا منکر حق حاکمیت امامت شده اند بگذار بگذریم که یک تند روی تندروی دیگری را سبب خواهد شد

+ نوشته شده توسط علی در شنبه 27 مهر1387 و ساعت 10:58 |
خبرگزاری فارس جناح راستی فاش کرده است :

يكي از جانبازان جنگ تحميلي كه پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام شده بود و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم به مداوا مشغول بود. از قضا متوجه ميشود كه خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش "مالديني" است ابتدا تصور ميكند كه تشابه اسمي باشد اما در نهايت از او سوال ميكند كه آيا با پائولو مالديني ستاره شهير تيم ميلان ايتاليا نسبتي دارد ؟

.... و خانم پرستار در پاسخ مي گويد كه پائولو مالديني برادر وي مي باشد ، دوست جانباز نيز در حالي كه بسيار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي از پائولو مالديني برايش به يادگار بياورد و خانم پرستار قول مي دهد كه برايش تهيه كند صبح روز بعد دوست جانباز هنگامي كه از خواب بيدار مي شود كنار تخت خود مالديني را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدنش نشسته است...

مالديني از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدودا ششصد كيلومتري دارد آمده تا از اين جانباز جنگي كه خواستار داشتن عكس يادگاري اوست عيادت كند .

البته نگفته است که خانم پرستار بی حجاب بوده یا مالدینی چه دینی داشته است 

اما روزنامه ایران نوشته است که بعلت استقبال مردم از رئیس جمهور در گیلان سخرانی ایشان  با چهار ساعت تاخیر برگزار شده است .مردم نیامده بودند از ادارات و جاهای مردم را جمع می کردند. ر

جالبتر اینکه جلیلی در تازه ترین اظهارات خود کفته است دیپلماسی هسته ای ایران دشمنان را خلع سلاح کرده است .اما نمی دانم چرا مثل بچه ها به سولانا نامه نوشته است و از این که حرفهایش را یک طرف قبول نکرده گله کرده است

دست اخر اینکه کردان برای ائمه جمعه سخرانی کرده است و هرچه که در این مدت دولت و دولت مردان مثل حمله به مراجع ،حمله به شاهرودی را گردن دشمن انداخته است راستی ایا مشود پشت این ائمه جمعه ملیجک نماز خواند که حاضر می شوند برای مشروعیت بخشیدن به کردان پای سخرانی یک دروغ گو بنشینند

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 25 مهر1387 و ساعت 8:39 |