در نظام مردمسالاري سوئد همه افرادي که در پست هاي دولتي به کار گمارده مي شوند بايد از هر گونه خطايي، چه در گذشته و چه در زماني که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.
در انتخابات پارلماني سوئد در سال 2006 ائتلافي از احزاب دست راستي با به دست آوردن 178 کرسي نمايندگي، اکثريت کرسي هاي مجلس را نصيب خود کرد و دولت تشکيل داد. چندي بعد نخست وزير به تدريج وزراي کابينه اش را معرفي کرد. «ماريا بورليوس» به عنوان وزير بازرگاني معرفي شد. روز بعد دختري به يکي از روزنامه ها اطلاع داد اين خانم چند سال پيش او را به مدت يک ماه براي نگهداري از بچه اش استخدام کرده بود بدون اينکه موضوع را به اداره ماليات گزارش داده باشد. در سوئد هر گاه کسي فردي را به کاري بگمارد بايد آن را به اطلاع اداره ماليات برساند و به عنوان کارفرما ماليات و هزينه بيمه آن فرد را بپردازد. هر کس کار مي کند بايد در زمان انجام کار بيمه باشد تا اگر اتفاقي حين کار بيفتد بيمه بتواند نيازهاي آن فرد را پوشش دهد.
بورليوس به عنوان کارفرما بايد استخدام آن دختر را به اداره ماليات اطلاع مي داد و علاوه بر حقوق دختر، هزينه کارفرما را نيز به اداره ماليات مي پرداخت. بورليوس به اداره ماليات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود. وقتي اين مساله فاش شد وي از طريق تلويزيون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام اين کار خلاف که سال ها پيش اتفاق افتاده بود، وضع مالي خانواده آنها چندان خوب نبوده است. روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان که مانند ساير مردم بدون هيچ محدوديتي حق تحقيق و گزارش دارند دست به کار شدند و پرونده مالي خانم وزير را طي سال هاي گذشته مورد بررسي قرار دادند. همه شهروندان در سوئد مي توانند اطلاعات مالي افراد ديگر را مطالعه کنند.. براي اين کار کافي است به سالن کامپيوتر اداره ماليات مراجعه کنند و با وارد کردن نام يا شماره شخصي افراد در رايانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار ماليات پرداختي توسط هر فرد را به دست آورند. پس از برملا شدن کار خلاف اين خانم وزير، شهروندي به نام ماگنوس فورا در وبلاگ خود نشان داد اين خانم دروغ مي گويد و درآمد آنها در سالي که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالاي يک ميليون کرون يعني خيلي بيشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدي بوده است. دو روز بعد نخست وزير سوئد اعلام کرد خانم بورليوس از کار خود کناره گيري کرده است. بورليوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها «خانم بورليوس از سوئد فرار کرد». او خانه و زندگي اش را در مدت کوتاهي فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمي که به آنها دروغ گفته بود نيفتد.
پس از برملا شدن اين جريان و فرار اين وزير، تب بازرسي وضعيت وزراي جديد بالا گرفت و نام خانمي ديگر از اعضاي کابينه جديد، سسيليا استگئو در تيتر روزنامه ها و سرفصل خبرها ديده و شنيده شد. وي که يکي از اعضاي عالي رتبه حزب ميانه رو به حساب مي آمد به عنوان وزير فرهنگ معرفي شده بود. دوره وزارت او فقط 10 روز طول کشيد. تنها 10 روز لازم بود که روزنامه نگاران سوئدي عملکرد آن خانم را در گذشته بررسي کنند. او داراي نقاط قوت بسيار بود. از وفاداران ايدئولوژيک حزبش به شمار مي رفت. در گذشته بر کرسي هاي مديريتي گوناگون تکيه زده بود و با سربلندي از پستي به پست ديگر ارتقا يافته بود. بررسي روزنامه نگاران نشان داد استگئو قبل از رسيدن به پست وزارت هرگز مالياتي براي تلويزيون خود نپرداخته بود. اما هنگامي که نامزد پست وزارت شده بود براي پوشاندن خطاي خود همه ماليات هاي عقب افتاده تلويزيون را يکجا پرداخت کرده بود. در سوئد هرکس تلويزيون داشته باشد بايد ماهانه مبلغي به اداره تلويزيون رسمي سوئد بپردازد. بخش مهمي از هزينه دو کانال تلويزيوني مهم سوئد که فاقد آگهي هاي بازرگاني هستند، از راه همين ماليات بر تلويزيون تامين مي شود. اين دو کانال مستقل و غيروابسته بوده و مفيد ترين برنامه ها را به مردم ارائه مي دهند. خلاف مالياتي استگئو در صدر خبرهاي روز قرار گرفت و بحث هاي گسترده يي را بين مردم برانگيخت. حتي برخي دولت جديد را به عنوان دولت خلافکاران سرزنش مي کردند. استگئو چيزي براي گفتن نداشت جز اينکه در تلويزيون ظاهر شد، به خطاي خودش اعتراف کرد، از مردم سوئد پوزش خواست و پذيرفت شايسته پست وزارت و امانتداري براي مردم نيست و استعفا داد.
اين نمونه ها نشان مي دهد در يک جامعه باز و آزاد، جايي که همه مردم حق آزادي بيان و اعتراض دارند، عرصه براي خلافکاري، حقه بازي و دغلکاري بسيار تنگ است. افراد نا مناسب نمي توانند امانتدار خدمت به مردم باشند حتي اگر چنين افرادي بر يک حزب قوي تکيه داشته و از نامداران و معتقدان بلندپايه آن حزب باشند. در يک جامعه مدني، اراده مردم است که دولتمردان را به کرسي مي نشاند و هنگام بي اعتمادي به دولتمردان، همين اراده مردم آنها را از عرصه قدرت به زير مي کشد. در همين زمينه رويداد ديگري را بيان مي کنم که گوياي توانمندي دموکراسي و آزادي در پاکسازي يک جامعه است. سال 1995، حزب سوسيال دموکرات که هميشه بزرگ ترين حزب سوئد بوده است در اوج قدرت بود. نخست وزير کارلسون هنوز مي توانست تا دو سال ديگر در پست چهارساله نخست وزيري باقي بماند اما تصميم گرفت ظرف چند ماه اين پست را ترک کند. او از پيش اعلام کرده بود روزي که قدم به 61 سالگي بگذارد هر پست سياسي که داشته باشد را زمين خواهد گذاشت، کوله پشتي و دوچرخه اش را برخواهد داشت و با رکاب زدن دور جزيره زيباي گوتلند، دور تازه يي از زندگي خود را آغاز خواهد کرد. همه مي دانستند در چه تاريخي کارلسون پست نخست وزيري و دبيرکلي حزب بزرگ سوسيال دموکرات را ترک خواهد کرد. چه در حزب و چه در ميان مردم همه بر اين باور بودند که کسي شايسته تر از مونا ساهلين براي جانشيني کارلسون نيست. او کسي است که بي چون و چرا به اين مقام خواهد رسيد و اولين نخست وزير زن در تاريخ سوئد خواهد بود. حزب سوسيال دموکرات، مونا ساهلين را که معاون نخست وزير بود، براي جانشيني کارلسون انتخاب کرده بود. ساهلين ديپلمات 38ساله يي بود که از 25 سالگي به نمايندگي مجلس از حزب سوسيال دموکرات انتخاب شد و پله هاي رسيدن به سطوح بالاي حزبي را به تندي پشت سر گذاشت. او توانست در مدت کوتاهي پست هاي مهمي را در حزب و دولت سوسيال دموکرات به دست آورد.
صبح شنبه 17 اکتبر 1995 سه ماه قبل از رسيدن ساهلين به پست نخست وزيري، يک خبرنگار فاش کرد ساهلين در سفري که به جنوب سوئد داشته است با کارت خريد خدماتي خود که بايد با آن هزينه سفر و رفت و آمد خود را بپردازد، خريد شخصي کرده است. ساهلين در اين سفر با کارت خدماتي، شکلات سوئيسي و کمي پوشاک خريده بود. ساهلين قبلاً نيز با اين کارت خرده ريز شخصي خريده بود و هر بار به حسابداري نخست وزيري اطلاع داده بود که معادل خريد هاي شخصي او را از حقوق ماهانه اش کسر کنند.
خبر خلافکاري معاون نخست وزير همه جا پيچيد. مردم نمي خواهند سرنوشت جامعه را به دست کسي بسپارند که کمترين خطا را مرتکب شده باشد. خورشيد قدرت و خوشنامي مونا ساهلين به تندي رو به افول گذاشت. او از معاونت نخست وزيري کناره گيري کرد و از پست دبيرکلي حزب سوسيال دموکرات که چند ماه بعد نصيبش مي شد محروم شد. همه فعاليت هاي سياسي اش را کنار گذاشت و پس از چندي بيکاري با ايجاد يک شرکت مشاور بازرگاني خود را سرگرم کرد.. ساهلين لازم بود چند سال از چرخه قدرت و شهرت خارج شود تا بتواند به گونه يي رفتار کند که مورد اعتماد مردم باشد. چند سال که گذشت او به تدريج به حزب و سياست برگشت و اکنون به عنوان دبيرکل حزب سوسيال دموکرات در انتظار انتخابات سال 2010 است که پيش بيني مي شود اين بار کفه راي مردم به نفع ائتلاف چپ سنگين شود و مونا ساهلين اولين زني باشد که در سوئد به نخست وزيري مي رسد. همه نظرسنجي ها حاکي از موفقيت او و حزبش در انتخابات آينده است.
آزادي بيان و انتقاد در سوئد باعث مي شود مسوولان مملکتي نتوانند دست از پا خطا کنند. وجود آزادي و محترم شمردن حقوق شهروندان به همه جرات مي دهد کار و زندگي سياستمداران را زير نظر داشته باشند. در اين بين خبرنگاران جرايد با نگاهي ذره بيني به دنبال خبرهاي مردم پسند هستند تا آنها را در روزنامه هايشان درج کنند. هيچ خبري براي مردم جذاب تر از اين نيست که از ناديده ها پرده بردارد. بهترين خبرها آنهايي هستند که در ارتباط با منافع و زندگي روزمره مردم باشد که در اين راستا اخبار مربوط به عملکرد دولتمردان از مهم ترين آنهاست.
darseavval
درس اول
مهراعلام کرد ، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی کل کشور موضوع شهادت تمامی گروگانهای حادثه سراوان به دست گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی را تائید کرد.
سردار سرتیپ احمدرضا رادان در گفتگویی با تائید این خبر گفت: «نتایج کمیته تحقیق ویژه حادثه سراوان متشکل از نمایندگان وزارت کشور، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و وزارت امور خارجه حاکی از آن است که تمامی این عزیزان بدست گروهک تروریستی جندالله به شهادت رسیدهاند».
جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور درباره نحوه تحویل جنازههای شهدای این حادثه گفت: «مسئولین مربوطه موضوع تحویل جنازههای این شهداء را از طریق رایزنیهای ویژه در دست بررسی دارند».
این فاجعه را چگونه می توان تحمل کرد چند تن از سربازان نیروی انتظامی بدست یک مشت کسافت کشته شدن و جانشین بی عرضه نیروی انتظامی که یاد گرفته به چند نوجوان خیابان های تهران مزاحمت ایجاد کند با کما ل پروی این خبر را کوتاه اعلام کرد صداو سیما هم از کنار ان گذشت
فاجعه امیزتر این که روزنامه دولت بی کفایت این فاجعه را در صفحه حوادث درج کرد روزنامه های دیگرهم بیتفاوت از کنار این فاجعه گذشتند و مقامات درج یک ایران هم حتما نارحت شده اند و سکوت کرده اند بعلت بیکفایتی و حرف های یامفت که می زنند جرعت نکردند در این مورد که امنیت ایران را از بین برد حرف بزنند .
خدا به خانواده این عزیزان صبر بدهد .
فرمانده بی عرضه نیروی انتظامی اگر غیرت داشت استعفا می داد و جانشین احمقش هم همین طور .
به گزارش خبرگزاري فارس، آيت الله هاشمي رفسنجاني در پرسش و پاسخ مكتوب با پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله خامنهاي، افزود: نظارت بر حسن اجراي سند چشمانداز هم طبق قانون اساسي برعهده رهبري است. نيازي به بحث چگونگي نظارت در الزامات نيست. چون صراحت قانون اساسي است. اما رهبري براساس اصل قانون اساسي ميتوانند بعضي از وظايف خويش را به ديگران تفويض نمايند كه آيتالله خامنهاي با ادلّهاي اين وظيفه را به مجمع تشخيص مصلحت تفويض كردهاند. مجمع نيز پس از آن، اقدام به تشكيل كميسيوني به نام "نظارت" كرد كه اين كميسيون پس از تدوين آييننامه ميتوانست نظارتش را شروع كند كه در اوّل دولت جديد، رهبري به شخص من فرمودند: "باتوجه به اينكه دولت جديد است و شعارهايي داده و در جريان بحثهاي چشمانداز نبوده، فعلاً نظارت را جدي نگيريد."
آيت الله هاشمي رفسنجاني گفت: در واقع وظيفهاي را كه به مجمع تفويض كرده بودند، به نوعي پس گرفتند.
اقا بخدا شعار عدالت جدید نیست همین اقای هاشمی چندین نماز جمعه در باره عدالت در نظام اسلام صحبت کرده اند و همان اقای خاتمی می گفت همه در برابر قانون (یعنی عدالت )برابرند .
ولی بخاطر نمی دانم چه رهبری سند چشم اندازی که همین حال هم خودشان در ملاقات با مردم مورد تاکید قرار می دهند هوا کردند .خدا تو شاهد باش که مجلس خبرگان سکوت کردند تو در قیامت از طرف ما وکیل باش پاسخ بخواه که تو بهترین شاهدی که مردم وظیفه خود را ادا کردند حال نوبت این ها ست
این اقای کردان دوست اقای شریعتمداری در توطئه علیه اصلاحات بود و پول و طرح تشکیل هیئت رزمندگان را برای محفل پوششی داد و هماهنگی همه جلسات توطئه را با اقای شریعتمداری و دیگران در صداو سیما انجام می داد اکثر نمایندگان مجلس هفتم که حاصلش مجلس هشتم است با حمایت کردان با دعوت به برنامه های شبکه استانی به مجلس فرستاده شدند و بسیاری را هم با کمک مالی به مجلس فرستادند و اقای لاریجانی در جریان بود که امروز چون تشت افتاد راه فرار می جوید شرسعتمداری هم فرافکنی می کند .امروز هم کردانیسم در خبرگزاری ایرنا و صداو سیما حاکم است بسیاری افراد نالایق با رایزنی کردان به کرسی ریاست رسیده اند و هنوز هم روال گذشت حاکم است .
اما اقای خامنه ای وقتی دید کوس رسوای کردان که مورد حمایت مستقیم دفتر ایشان بود چنان شد از مطبوعات انتقاد کرد ولی کار به همین جا ختم نشد و هفته نامه شهروند بدلیل غیر واقعی جلوه دادن اقدامات دولت توقیف شد .
ببخشید یاد م رفت در کشور هسته ای ایران همه مسئولان از رسیدن واگن جدید مترو اظهار خوشحالی می کنند در صورتی که ما دنبال علم هسته ای هستیم ای ........... اخر خدا خریت و دروغ گویی چقدر
می دانید ما تحریم هستیم و این واگن ها را با منت و هزار خواهش از چین خریدم و این یعنی عزت اسلام اییییییییییییی..................................................................................................
این مطالب را روزنامه جمهوری در جهت اطلاع اورده است .
حداقل هشت سال است که سید می گوید که اصلاح طلبی یک ضرورت است و کسی نمی تواند ان را به خود نسبت دهد چرا این گروه اصولگرای منافق که هر بار با اسم تراشی تازه به میدان می اید و نمی خواهد مردم انها را خوب بشاسند باید به طریق دیگر تطهیر شود ولی اصلاح طلبی منکوب ؟
البته من این موضوع را از این جهت طنز نمی دانم از این جهت طنز می دانم در ادارات و تشکیلات مختلفی که به نحوی با دولت و یا بهتر بگویم حکومت مرتبط است نوع بی هویتی و ابن الوقتی مشاهد می شود که هر روز گفت دیروز خود را انکار می کنند و نمی گویند که مردم عقل دارند و حافظه
رییس جمهور در مستند سفر به نیویرک تمام حرفهای گذشته خود را منکر شد و گفت که ایشان انها را نگفته است ؟ واقعا برای خود متاسفم که رهبری این حرف ها را می شنود و از عدالت دم می زند و در حضور رهبری این فرد به عنوان رییس جمهور امار دروغ ارائه می دهد ولی باز رهبری از اصولگرایی که باید اساسش اخلاق باشد حرف می زند ما به محمد رضا شاه ایراد می گیریم که از دروغ خوش می امد
راستی می دانید که متاسفانه اقای نواب صفوی در پی کودتای نگین شاه و امریکا و انگلیس عیله مصدق بیانیه صادر کرد و از انقلاب اسلامی شاه حمایت کرد ولی اقایان این غیرت سید را پنهان می کنند .(البته می خواهم بگویم تندروی اخرت عاقبت نداره )
هیچ وقت طرفداران نواب نتواستند فتوای ادعای برای کشتن را که از مراجع گرفتن را ثابت کنند چون فتوی ها داخلی بوده همچون فتوای ادم کش مشهد و گروه منحرف کرمان که البته این گروه توانستن ثابت کنند که فتوایشان را از اشیخ مصباح یزدی گرفته اند و هر دختری را که می خواستند بکشن (دختر مسلمان )تجاوز می کردند تا اعمالشان قبول باشد .
۱-يک سياستمدار ژاپني که فکر ميکند خدا و مسيح است و تصميم دارد دنيا را با رسيدن به مدارج سياسي تغيير دهد. او قايل به يکي بودن دين و سياست است و ميخواهد قوانين سازمان ملل را تغيير بدهد و … او در انتخابات زيادي شرکت کرده ولي موفق نشده است.
۲-ديويد ايکه که يک بازيکن حرفه اي سابق فوتبال بريتانيايي است، معتقد است جهان را کساني اداره ميکنند که از نسل خزندگانند. به نظر او اين افراد تمايلات کودک آزاري و شيطانگرايانه دارند. او اليزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قديم ميداند و در کتابهايش (۱۵ کتاب) سعي ميکند اين افراد را معرفي و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از يک سخنراني 5 ساعته براي دانش آموزان مورد تشويق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.
۳-الن بادن آمريکايي که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپي انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتيکان را به رسميت نمي شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدينش با پاپي برگزيدند. او همچنان به کارش ادامه ميدهد.
۲-تاسف دوم من بسیار تلخ است مدتی است می خواهم آن را جای بنویسم موفق نمی شوم و ان این است که مدافعان نظریه ولایت فقیه چنان ناشیانه عمل می کنند و این نظریه را به استمرار امامت چنان محکم جوش می زنند که عده ای هم برای رد این نظریه که به اساس مذهب حمله می کنند.
مثلا گروه اول جدیدا معتقد شده اند که ولایت فقیه انتصابی است که خود این حرف بر اساس نظریه شیعه نفی امانت است گروه دوم هم اصلا منکر حق حاکمیت امامت شده اند بگذار بگذریم که یک تند روی تندروی دیگری را سبب خواهد شد
يكي از جانبازان جنگ تحميلي كه پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام شده بود و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم به مداوا مشغول بود. از قضا متوجه ميشود كه خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش "مالديني" است ابتدا تصور ميكند كه تشابه اسمي باشد اما در نهايت از او سوال ميكند كه آيا با پائولو مالديني ستاره شهير تيم ميلان ايتاليا نسبتي دارد ؟
.... و خانم پرستار در پاسخ مي گويد كه پائولو مالديني برادر وي مي باشد ، دوست جانباز نيز در حالي كه بسيار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي از پائولو مالديني برايش به يادگار بياورد و خانم پرستار قول مي دهد كه برايش تهيه كند صبح روز بعد دوست جانباز هنگامي كه از خواب بيدار مي شود كنار تخت خود مالديني را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدنش نشسته است...
مالديني از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدودا ششصد كيلومتري دارد آمده تا از اين جانباز جنگي كه خواستار داشتن عكس يادگاري اوست عيادت كند .
البته نگفته است که خانم پرستار بی حجاب بوده یا مالدینی چه دینی داشته است
اما روزنامه ایران نوشته است که بعلت استقبال مردم از رئیس جمهور در گیلان سخرانی ایشان با چهار ساعت تاخیر برگزار شده است .مردم نیامده بودند از ادارات و جاهای مردم را جمع می کردند. ر
جالبتر اینکه جلیلی در تازه ترین اظهارات خود کفته است دیپلماسی هسته ای ایران دشمنان را خلع سلاح کرده است .اما نمی دانم چرا مثل بچه ها به سولانا نامه نوشته است و از این که حرفهایش را یک طرف قبول نکرده گله کرده است
دست اخر اینکه کردان برای ائمه جمعه سخرانی کرده است و هرچه که در این مدت دولت و دولت مردان مثل حمله به مراجع ،حمله به شاهرودی را گردن دشمن انداخته است راستی ایا مشود پشت این ائمه جمعه ملیجک نماز خواند که حاضر می شوند برای مشروعیت بخشیدن به کردان پای سخرانی یک دروغ گو بنشینند



